| DESIGN BY : WWW..LO3A .BLOGFA.COM |
|
عاشقت بودم..............
یادته ؟............... گفتم که دوستت دارم............ گفتی که کوچکی برای دوست داشتن................ رفتم تا بزرگ بشم........... ...اما انقدر بزرگ شدم که یادم رفت که عاشقت بودم... |
|
+ نوشته شده در دوشنبه نوزدهم اسفند 1387ساعت 10:28 بعد از ظهر
توسط محمد |
|
|
ازدريا پرسيدن عشق چيست ؟
گفت: خشكيدن........ از گل پرسيدن عشق چيست ؟ گفت: پرپر شدن........ از زمين پرسيدن عشق چيست گفت: لرزيدن............. از آسمون پرسدين عشق چيست ؟ گفت: باريدن.......... از انسان پرسيدن عشق چيست ؟ ناگهان ندايي از درونش گفت: جدايي |
|
+ نوشته شده در جمعه چهارم بهمن 1387ساعت 6:42 بعد از ظهر
توسط محمد |
|
|
با چشمای درشت و خیس نـشسته بـودی روبـروم نـگـات پـر از تـرانه بود امـا عجـیـب و نـا تـمـوم نـفهمیدم چـی شده بود عشقمـو پس دادی عزیز خط کشیدی رو اسمم و گفتی تموم شد همه چیز چی شده که عوض شدی حـالا نگات زمستـونـه دلت دیگه مهتابی نیس سیاه شده ، یه زندونـه قسـم بدم میـگی چـرا ، تو هم شدی مثل همه ؟ با اون همه عشق و غرور حـالا شدی مـجـسـمه چه جوری بـاورم بـشه حـرفاتـو حـاشا می کنی وقتی میگم چه بد شدی فقـط تـماشـا می کـنی بــانــوی مـهـتـابـی مــن دشنه شدی ، یه زخم نو بـهونه های پشت هم آخـرش م گـفتـی بــرو کی اومده تو زنـدگـیت که ساده از من میگذری دم غـروبـا واسه کـی گـلای مـریـم مـیبـری بانو واسه چشای کی تـرانـه میسـازی حـالا قافیه اسـم کی شده کـه ما شدیم موج بـلا اون هـمه مـهربـونـیات قسمت قـلب اون یکـی سـهم مـن م از این شبـا غـربت و مرگ و تـیرگـی فـکر میکنی اون بتـونـه قدر من عاشق تو شـه عکس تو رو به جای ماه تـو آسـمـونـا بـکـشـه تو عشـق تو ایـن عاشقـا بـه گـرد مـن نـمـیـرسـن نه شب میشن نه آسمون پـرنـده نیستـن ، قـفسـن ................. مـگه نشنیدی کـه مجنون .................................. چی میگفت یه روز به لیلا ................. ................. صـد تا عـاشـق م بـیاری ................. ................. مثـه مـن نـمـیشه پـیـدا ........................
|
|
+ نوشته شده در شنبه سوم شهریور 1386ساعت 10:57 قبل از ظهر
توسط محمد |
|
|
چـه آسان بر نگاهــت دل سپــــــردم بـــه یکـــــباره دلــــــــم را گــــــــم نمودم مـــیــــــان حـــــــرفـــــهای پـــــوچ مــــــردم تـــــــو را هــــــر لــــحظــــه در قــــلبم سپردم چـــــه آســـــــان تــــو مـــرا از یـــــاد بـــــــــردی نــــگــــاهــــــم را پـــــــــر از انــــــدوه کــــــــردی بـــه زیـــر ســــایه عشــــقــــت نــشـــســـتم امـا تــــو عــــاقــــبــــت را انـــــکار کـــــردی چـــه بیخـــود مـــن تـــلاشی پــوچ کردم زمیــن قلــب خــود را کــهنه کــردم چه بیخود دلسپردم به نگاهت نــدانستم که بیخود پل شکستم ![]() |
|
+ نوشته شده در پنجشنبه چهارم مرداد 1386ساعت 1:20 بعد از ظهر
توسط محمد |
|
|
کاش مي دونستي چقدر دلم بهانه تو را ميگيره هر روز کاش مي دونستي چقدر دلم هواي با تو بودن را کرده کاش مي دونستي چقدر دلم از اين روزهاي سرد بي تو بودن گرفته کاش مي دانستي چقدر دلم براي ضرب آهنگ قدمهايت گرمي نفسهايت، مهرباني صدايت تنگ شده کاش مي دانستي چقدر دلواپس توام کاش مي دانستي چقدر تنهام ، چقدر خسته ام و چقدر به حضور سبزت محتاجم و همیشه از خودم می پرسم این همه که من به تو فکر کنم تو هم به من فکر می کنی؟ این چه سوالی که می پرسی مگه میشه دونفر عاشق هم باشن و به فکر هم نباشن خلاصه بگم هزاران هزار ای کاش و اما و اگر تو ذهنم هست که نمی تونم بگم یعنی فرصت نمی شه بگم فقط می تونم تموم حرفامو خلا صه کنم تو کلام اونم این که من دوست دارم
|
|
+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم تیر 1386ساعت 3:25 بعد از ظهر
توسط محمد |
|
ازارم می دهد به عمد.... اما من انقدر خسته ام انقدر شکسته ام که هیچ نمی گویم... نه گله ای نه شکوای حتی دیگر رنجیدن هم از یادم رفته است.... دیگر چیزی برای دلبستن نمانده انتظار بی مفهوم است. نه کینه ای.نه شکوای.نه فریادی فقط صدای چلک چلک باران این منم که روی وسعت زمین می گریم.... باورم نمی شود دیگر حتی خوابت را نمی بینم.می ترسم می ترسم عادت کنم به نبودنت......می ترسم |
|
+ نوشته شده در شنبه نهم تیر 1386ساعت 11:52 قبل از ظهر
توسط محمد |
|
|
واست تو سینه باز تنگه دل من
به پات مونده چه بی رنگه دل من نبرده یاد تو هرگز ز خاطر مگر مثل دلت سنگه دل من |
|
+ نوشته شده در جمعه هشتم تیر 1386ساعت 10:41 بعد از ظهر
توسط محمد |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
چه بي تابم چه بي خو ابم
چه غمگينم براي يار شيرينم دلم تنگ است .خداوندا چرا دنيا دلش سنگ است سپيدي چون ابر .خروشي چون رعد ببار اي جان شيرينم که من دنياي خود را در تو ميبينم مرا بيني به خاموشي! گمان بردي فراموشي؟ |
| نوشته های پیشین |
|
اسفند 1387 بهمن 1387 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 |
| پیوندها |
|
قالب ساز
دلم هواتوكرده نازنينم |
|
www.lo3a.blogfa.com
|